در ادامه ی بحث قبلی بهتره به دیالوگ های بین کابیریا و برادر جیوانی فکر کنیم :
" - چه می کنی فرزندم ؟
- روز به خیر پدر .
- یه صدقه ی کوچک برای سنت آنتونیو.
- متاسفم من پولی ندارم .
- مهم نیست . دفعه ی بعد . مهم اینه که همیشه در سایه ی لطف خداوند باشی . آیا نو هم در سایه ی لطف الهی هستی فرزندم ؟
- نه .
- نیستی؟
- نه
- آه ، برای چی ؟ همه باید در سابه ی لطف الهی باشن . هرکس با عشق الهی زندگی کنه خوشنود خواهد بود . من در سایه ی خدا زندگی می کنم و از زندگی راضی هستم
- من حتی به درگاه مریم مقدس رفتم و طلب عفو کردم
- حتما خواهشت رو درست بیان نکردی یا چیزی ازش خواستی که به اون نیازی نداشتی . تو ازدواج کردی ؟
- ( سرتکان میدهد به معنای نفی )
- این خیلی بده . دختر ها باید ازدواج کنند و بچه به دنیا بیارن . ازدواج یک امر مقدسه .
در پناه خدا باشی فرزندم . از سنت آنتونیو کمک بخواه . اگه به من احتیاج داشتی اسمم برادر جیوانیه .
عضو صومعه ی سنت فرانچسکو هستم . اما اونجا کمتر دیده میشم . چون معمولا در راهم ."
عبارت آخر از جمله عبارات حیاتی فیلمه .