بیا و تو هم همون مدینه فاضله ای رو بخواه که من تو فکرشم . 

اونوقت می تونیم رو هم چایی بریزیم و تو هر وقت دلت می خواد منو بزنی و منم هر وقت و هر چقدر و با هر شدتی که دلم خواست تو رو بزنم . 

 

حاجاقا میگه تو بغل خدا زندگی بی دغدغه می شه . زندگی می شه نهایت آزادی . 

آخ زندگی بی دغدغه کجایی .